- سکینه : رحيم آقا تو بيلميري امروز چه روزيه ؟ - رحيم : والا فچ ميکنم روز جهاني مبارزه با محيط زيست ! ها ؟ - سکینه : يوخ بابا ! امروز ولرم تايمه ! - رحيم : ها ؟! ولرم تايم نمنه ؟! - سکینه : بابا تو مجله نوشته بود روز عشگه ! روز احساساته ! روز من و شوماست ! - رحيم : شوما کيه ؟! ها ؟! بچه بپر برو اون چاگو رو از آشپزخونه بيار ... - سکینه : رحيم آقا شوما اصن به من هيـــــــچوقت توجه نميکني !
منم به خدا آدمم ! منم مثل شوما از بچگي بزرگ شدم !
حق مادري به گردن بچه هام دارم ... - رحيم : ببين سکینه من تا حالا چيزي کم گذاشتم !؟!
کوتاهي شده از قبال من ؟! - سکینه : رحيم آقا امروز همه دوست پسرا واسه دوست
دختراشون کادو ميخرن شـــــــوما چرا نميخري ؟ - رحيم : آخه زن ! من چي کارت کنم ؟!
کدوم مردي واسه زنش سالي يه بار تولد ميگيره ؟
که من واسه تو ميگيرم ؟ - سکینه : اصن هر چي شوما بگي !
به ما ولرم تايم نيومده ... دستاتو بشور بيا شامتو بخـور ! - رحيم : سيکتير بابا !
-----
ولن تاين در رشت
- ماري : هوووي مرتيکه ..... گنده تو خجالت نميکشي ؟! - ممد آقا : خانوم جان حالا چرا عصباني ميشه مگه چي کار کردم ؟ - ماري : چي کار نکردي ؟! ميدوني امروز چي روزيه ؟ - ممد آقا : سالگرد افتتاح اولين خانه عفاف
? ستاره در رشت به مديريت شما ! درسته ؟ - ماري : نه الاغ ! امروز وولوون تاينه ! - ممد آقا : آهااااا پس بوگو زرت و زووورت تلفن با شما کار داره
قضيه سر چيه !!! - ماري : به تو ربطي داره ؟ - ممد آقا : نه خانوم جان من گه بخورم که خودم عصارشم ! - ماري : خب کووو کادوت ؟ - ممد آقا : راســـــــــتش خانوم جان شرمنده ...
ميخواستم برات گردنبند بخرم ديدم عباس آقا خــــريده !
خواستم دستبند بخرم ديدم آقا هوشنگ خريده ...
دست رو هر چي گذاشتم يکي از همسايه ها گرفته بود ... - ماري : نه بابا از تو بخاري بلند نميشه !
پاشو اون ?? کيلويي رو تکون بده اون موبايل منـــو
ور دار بيار يه زنگ بزنم به عباس شام بريم بيرون ... - ممد آقا : چشم خانوم جان ... من شمارو بعد از خدا
به عباس آقا ميسپرم ... !!!
-----
قلم خورده در یکشنبه سوم تیر 1386 حرف
دل کوچولو | لينك ثابت
|
- ميدانيد چرا ناپلئون هميشه از كمر بند قرمز استفاده ميكرده و اين كه حكمت كمربند ناپلئون چيست ، اين سوال براي خيليها پيش آمده و جواب آن فقط يك جمله است : از كمربند قرمز استفاده ميكرده تا از افتادن شلوارش جلوگيري كند
- چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو ميگذارند؟ چون كار از محكمكاري عيب نميكنه
- آخرين دنداني كه در دهان ديده ميشود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي
- چطور ميشود چهارنفر زير يك چتر بهايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند
- اگر سر پرگار گيج برود چه ميكشد؟ بيضي
- چرا لكلك موقع خواب يك پايش را بالا ميگيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، ميافتد
- چرا دود از دودكش بالا ميرود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد
- شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیه ؟هر دو تاشونو دير كشيدن بيرون
- فرق باطری با مرد چيست؟ باطری اقلا يک قطب مثبت داره ولی مرد هيچ چيز مثبتی نداره
- اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق
- چه طوري زير دريايی بعضيها رو غرق ميکنن؟ يه غواص ميره در میزنه
- ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بيهنر داده است
- خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچگوشتي بره
- اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت ميكند چيست؟ مورچهاي است كه شلوارلي پوشيده
- بعضيها را چگونه براي هميشه ميشود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مينويسم: «لطفاً بچرخانيد»
- چرا بعضيها هميشه 18تايي به سينما ميروند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود
- چرا بعضيها با دو دستشان دست ميدهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند
- چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نميشه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره
- اگه يه فيل بره بالاي درخت چي ميشه ؟ يه فيل از فيلاي روي زمين كم ميشه اگه دو تا فيل برن بالاي درخت چي ميشه ؟ دوتا فيل از فيلاي روي زمين كم ميشه
اونوقت چه جوري از درخت ميان پايين ؟ واي ميستن پاييز بشه تا با برگ درختا بيان پايين
- يه كابوي تنها باشه چي كار ميكنه ؟ ميشينه يه گوشه گيتار ميزنه
دو تا كابوي تنها باشن چي كار ميكنن ؟ با هم ديگه دوئل ميكنن
سه تا كابوي با همباشن چي كار ميكنن ؟ ميشينن با هم لوبيا مي خورن
چهار تا كابوي با هم باشن چي كار ميكنن ؟ ميرن بانك ميزنن
قلم خورده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 حرف
دل | لينك ثابت
|
يه نفر صبح میره در مغازش.. کرکره رو بالا میکشه و میگه: بسم الله رحمن رحیم.... میره تو. میبینه همه مغازه رو خالی کردن.. میاد بیرون کرکره رو می کشه پایین و میگه : صدق الله العلی العظیم
یه ترکه می ره لامپ مهتابی بخره، داخل مغازه می شه ولی چون نمی دونست چی بگه، می گه: ببخشین حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدین
ترکه دستشویی بوده موبایلش زنگ می زنه پسرش بوده می گه : بابا کجایی ؟ می گه یه جایی . پسره می گه: مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتم بخورو بيا !!!
يه زن كاتوليك بسيار مومن، از شوهر اولش 17 تا بچه داشته. شوهر اول كه ميميره، با يه مرد ديگه ازدواج ميكنه. وقتي سر شوهر دومي رو هم ميخوره، تعداد بچههاش به 24 تا رسيده بوده! چند وقت بعد از فوت شوهر دوميه، خودشم بالاخره شر رو كم ميكنه!
وقتي كه جسدش رو تو كليسا گذاشته بودن و مراسم اجرا ميكردن، پدر روحاني يه نگاهي به جمعيت ميندازه و ميگه: بالاخره به هم رسيدن!
يكي از ميون جمعيت ميپرسه: منظورتون اينه كه به شوهر اولش رسيد يا دوميش؟
پدر روحاني ميگه: هيچ كدوم بابا، لنگاشو ميگم!
رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد!!!!
قلم خورده در شنبه پنجم خرداد 1386 حرف
دل کوچولو | لينك ثابت
|
هزينه اى ندارد؛ ولي چيزهاى بسيار گرانبها مى افريند. كسانى كه دريافتش ميكنندغنى ميسازد ؛ولى كسانى را كه ان را مى بخشند فقير نميكند. به سرعت برق مى ايد؛ اما خا طره اش تا ابد پايدار مى ماند. هيچ كس انقدرها غنى نيست كه بتواند بى ان سر كند وهيچ كس ان قدرها فقير نيست كه نتواند از سود ان بهرمند شود. در خانه شادمانى و خوشى مى افريند؛ در تجارت خير و بركت مى اورد و نشانه دوستي ومحبت است. ان را نمى شود خريد ؛ گدايى كرد ؛ امانت گرفت و يا دزديد ؛ زيرا كالا يى زمينى نيست وتا وقتى بخشيده نشود ؛ به دست نمى ايد. ارامش پس از خستگى ؛ روز روشن پس از شب نا اميدى ؛ خورشيد شادمانى پس از ابرهاى اندوه و بهترين پادزهر براى حل سختيهاى زندگى است. و اگر در لحظه اى از روز با فردى بر خورد كرديد كه انقدر خسته بود كه نتوانست به شما لبخند بزند ؛ ايا شما يكى از لبخند هاى زندگى بخشتان را به او هديه ميكنيد؟ چون هيچ كس به اندازه ى ادم هايى كه ديگر لبخندى ندارند تا نثار كسى كنند ؛ نيازمند لبخند نيست. پس سخاوت را اذ ين بخش رفتار خود كنيد تا اين هديه اسمانى نثار همگان شود...
قلم خورده در پنجشنبه سوم خرداد 1386 حرف
دل کوچولو | لينك ثابت
|
از اونجایی که خانومها به سالروز تولد حساس هستند در روز تولد همسرتان سعی کنید برخلاف میل او شمع به تعداد سالهای تولدش یا حتی چندتا بیشتر تهیه کنید
قبل از رفتن به ماموریت سیمهای تلفن را دستکاری کنید تا ارتباط تلفن قطع شود تا علاوه بر آزار، چند صد هزار تومونی صرفه جويي اقتصادی به دنبال داشته باشد
عکسهای قبل از ازدواج خودتان را با حسرت نگاه کرده و با صدای بلند بگویید چه اشتباهی کردم ، چی بودم و چی شدم
در هنگام سرو شام در حالی که زیر لب با خود زمزمه میکنید، گاهی هم از رستوران نزدیک منزل تعریف و تمجید کرده و با حسرت به غذای همسرتان خیره شوید
در مناسبتهای مختلف که لباس هدیه میدهید سعی کنید رنگی را انتخاب کنید که همسرتان از آن رنگ متنفر است و در زمان اهدا بگویید دیوانه هم این رنگ را میپسندد
هشدار: تمام توصیه های بالا خطرناک است حتما'' قبل از انجام از میزان ظرفیت همسرتان مطلع شوید در غیر اینصورت امکان شکستگی سر و دست یا محرومیت از امکانات رفاهی وجود دارد
قلم خورده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 حرف
دل کوچولو | لينك ثابت
|
لباساش رو درمياره ؟ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه مي ذاره . جلوي آينه مي ايسته !؟شكمشو كه تمام مدّت داده بود تو ، ميده بيرون !!! در حموم رو از تو قفل ميكنه !!! شروع مي كنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش . در كمد رو باز مي كنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت !؟ مو !؟ بدن !؟ كف پا و... رو بيرون مياره و مي چينه لبهء وان . موهاش رو با شامپو نارگيلي تقويت كننده ؟! پر پشت كننده ؟! براق كننده و... ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده ؛ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره ؟!؟!؟! نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش مي ماله تا 60 ميشماره ، سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه . خُب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده وگرنه بعد از حموم موهاش وز ميشه . خمير ريش داداشي رو كِش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب ، بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي !!! آي ؟؟؟ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش ، از تو آينه خودشو ورانداز ميكنه ، موهاشو حسابي مي چلونه !!! اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده ، احساس خو شگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آينه ميفرسته . خوشحاليش زياد دوام نمياره ، چون يه جوش سر سياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده . تمام نقاط بدنش رو معاينه مي كنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت . حولش رو مي پوشه و ميره تو اتاقش . تمام بدنش رو با لوسيون چرب مي كنه . چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه . 48 دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه .
يك پسر در حمام
همون طوري كه روي تخت نشسته ، لباسشو ميكنه ؟ هركدم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق . نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم . شكمش رو ميده تو ، بازو ميگيره ، فيگور چپ ؟ فيگور راست ؟ نيم ساعت مي ايسته جلوي آينه و قربون صدقه خودش ميره ؟ ( اين قد و بالا رو ببين چه كرده ، لاي لاي لا لاي لاي ) مامان جونش هم از تو آشپز خونه تاييد ميكنه . زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهرش بر ميگرده ، سبز ؟ آبي ؟ بنفش ؟ در كمد شامپوها رو باز نميكنه چون اصلاً چيزي تو ش نداره . با قالب صابون سبزش زير بغلاش رو كف مالي ميكنه ، يه عالمه مو مي چسبه به صابون ، با همون صابون صورت و مو بدنش رو هم مي شوره . نرم كننده مو ؟؟؟ برو بابا !!! زير دوش مي گوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ،كر كر مي خنده ؟ دو دقيقه بعد دوباره مي زنه زير خنده ؟ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش . چاه حمو رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش . از زير دوش مياد بيرون و يهو ميبينه كه يادش رفته بود در حموم رو ببنده و همه فرش و كف خونه خيس شده . ( بيخيال ... مامان خشك ميكنه ) حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و 2 دقيقه اي لباس مي پوشه .
قلم خورده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 حرف
دل | لينك ثابت
|
مشخصات يک پسر خوب: 1- پسره خوب تنهايي ميره سينما - 2. يه پسره خوب بعد از تک زنگ سراغه تلفن نميره - 3. يه پسره خوب وقته برگشتن بهخونه ماشينش بوي اُدکلنه زنونه نميده- 4. يه پسره خوب تو کلاسّه دانشگاه تا شعاع 3 متري هيچخانومي نميشينه - 5. يه پسره خوب پس از اتمام صحبت گوشي تلفنو بوس نميکنه - 6. يه پسره خوب وقتي مياد خونه قرمزيه رُژه لب رو صورتش ديده نميشه - 7. يه پسره خوب بعد از شنيدن اسم جنّيفر لپز استغفرالله ميگه
قلم خورده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 حرف
دل کوچولو | لينك ثابت
|
يه روز يه هيزم شكن وقتی توی جنگل داشت شاخهء يه درخت رو قطع می كرد ، تبرش از دستشدر رفت و افناد توی درياچهء كنارش... وقتی مرد داشت گريه می كرد ، فرشته ظاهر شد وپرسيد: "چرا داری گريه می كنی؟"... مرد گفت كه تبرش افتاده توی آب... فرشته رفت زيرآب و بعد با يه تبر طلا ظاهر شد و پرسيد: "اين تبر توئه؟"... مرد گفت: "نه"... فرشته دوباره رفت زير آب و اين دفعه با يه تبر نقره ظاهر شد و پرسيد: "اينتبر توئه؟"... مرد گفت: "نه"... بازم فرشته رفت و اين بار با يه تبر آهنی برگشت وپرسيد: "اين تبر توئه؟"... مرد گفت: "آره ، خودشه"... فرشته از راستگويی مرد خيلیخوشش اومد و هر سه تا تبر رو داد به مرد و مرد خوشحال برگشت خونه... يه روزوقتی مرد هيزم شكن و زنش داشتند كنار اون درياچه راه می رفتند ، زن هيزم شكن افتادتوی آب!... مرد زد زير گريه و فرشته ظاهر شد... فرشته پرسيد: "چرا داری گريه میكنی؟"... مرد گفت: "اوه فرشتهء مهربون! زنم افتاده توی آب!"... فرشته رفتزير آب و بعد همراه با جنيفر لوپز ظاهر شد!... فرشته پرسيد: "اين زن توئه؟"... مردگفت: "آره ، خودشه!"... فرشته برزخی شد و داد زد: "ای حقه باز! اين حقيقتنداره!"... مرد جواب داد: "اوه منو ببخش فرشتهء من! يه سوء تفاهم پيش اومده... ببين، اگه من در مورد جنيفر لوپز می گفتم نه ، تو دوباره می رفتی و با كاترين زتا جونزبر می گشتی!... بعد من بازم می گفتم نه ، و تو باز می رفتی و اين دفعه زنم رو میآوردی... و وقتی من می گفتم آره خودشه ، تو هر سه تا رو می دادی به من!... ولی منمرد بدبختی هستم و از پس خرج و مخارج سه تا زن بر نميام و نمی تونم از هر سه تامراقبت كنم... همين يكی هم واسهء هفت پشتم بسه! "... فرشته هم انقدر از اينمنطق و استدلال خوشش اومد كه جنيفر رو دوباره انداخت توی آب و خودش رفت ساليان درازبا مرد زندگی كرد!!!..
قلم خورده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 حرف
دل کوچولو | لينك ثابت
|
قلم خورده در دوشنبه هشتم آبان 1385 حرف
دل کوچولو | لينك ثابت
|
خنده هاي زوركي
رفتم رفتی رفت ساکت میشوم و میخندم اما خنده ای تلخ استاد داد میزند:خوب بعد!؟ ادامه بده و من میگویم رفت رفت رفت رفت و دلم شکست غم رو دلم نشست رفت و شادیم بمرد شور از دلم ببرد رفت رفت رفت ومن میخندم و میگویم خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است کارم از گریه گذشته , به آن میخندم
حرف دلم گفتي كه از ياد تو ميرم نه عزيزم مگه ميشه به جا چشمام قلبم اما پيش توست تا هميشه فاصله بين من و تو تا كجا دنباله داره قسمت اين بود كه جدا بمونيم از هم تا هميشه
دعاء من: براي همسايه كه نان مرا ربود، نان !! براي عزيزاني كه قلب مرا شكستند، مهرباني !! براي كساني كه روح مرا آزردند، بخشش !! و براي خويشتن خويش ، آگاهي و عشق مي طلبم