سلام اميدوارم همتون خوب و خوش وخرم باشيد امشب آخرين پستم رو تو دنيا نت مي نويسم و افتخار ميكنم آخرين پست مربوط ميشه به تولد ...
خب شروع ميكنيم امروز خداونديه گل به زمين هديه داد زمين مثل هميشه بي لياقت بود و اون گل رو به دست سرنوشت داد سرنوشت اون گل رو تو قلب من كاشت تا باغچه خالي قلبم صاحب يه گل باشه اما اون گل دنبال باغچه اي بهتر گشت و رفت تولدت مبارك اي بهترينم تا به امروز
دفعات بی شمار تخم یا بذر لوبیا و برنج و یونجه را سبز کرده بود بی آنکه بیندیشد به هنگام رشد یا تغییر شکل چه احساسی دارند .آن گونه که پوستشان می شکافد و آب تمام وجودشان را اشباع میکند ، تا زمانی که به دو پاره تقسیم شوند و راه را برای یک زندگی تازه بگشایند .
پ ن :تولد ۲۶ سالگيت مبارك پ ن : من رفتم اينبار واسه هميشه ولي يكي از نزديكانم مينويسه تو اينجا پ ن : خيلي با كوچولو خاطره داشتم بميرم كه دوريشو نبينم
قلم خورده در جمعه دهم آبان 1387 حرف
دل کوچولو | لينك ثابت
|
اگر نفس هایم هنوز هق هق را نوازش نمیکند دلیل بر نشکستن بغض زخمی سینه ام نیست ....
تقدیم به تمام آنان که ستاره هایشان در هجوم عشق نفس بریده است قرارم در هجوم بی قراری شکست....
تاب ماندن و توان بودن در خود نمی یابم....
التهاب پنجره فریاد میزند دوری ات را ....
نگاهم سوخت از بس که شعله شد شبهای بی فانوس نبودنت را ....
لالایی مهتاب مرثیه ی مرگ را نجوا میکند....
ستاره ها نفس بریده اند و رنگ باخته اند در این ترانه ی عاشقانه....
شعله ی نیمه جان شمع پر میدهد پروانه ی سوخته ی نگاهم را تا معبد حضور تو.....
و تن تب دار آسمان تلخ ترین خاطره های نگاه غریبش را بدرقه ی راهم میکند....
آه...که چه سخت است نبودنت و در این نبودن ماندن....
اینبار برای رفتن؛رفتنی که رنگ ماندن بر چهره دارد میگویم خداحافظ....
پ ن : تو چه میفهمی چی میگم آخه؟ پ ن :
يک نفر مست پيش مي آيد کوزه در دست پيش مي آيد عاشقي عيب نيست اي مردم اتفاق است، پيش مي آيد
پ ن :
به تو تبریک میگم که بیخودی توی زرق و برق دنیا گم شدی به تو تبریک میگم گم شدنو گلِ گلخونه ی مردم شدنو
پ ن : یه نفر برای نویسندگی تو بلاگ پیدا کردم رفتنی شدم
قلم خورده در جمعه سوم آبان 1387 حرف
دل کوچولو | لينك ثابت
|
خنده هاي زوركي
رفتم رفتی رفت ساکت میشوم و میخندم اما خنده ای تلخ استاد داد میزند:خوب بعد!؟ ادامه بده و من میگویم رفت رفت رفت رفت و دلم شکست غم رو دلم نشست رفت و شادیم بمرد شور از دلم ببرد رفت رفت رفت ومن میخندم و میگویم خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است کارم از گریه گذشته , به آن میخندم
حرف دلم گفتي كه از ياد تو ميرم نه عزيزم مگه ميشه به جا چشمام قلبم اما پيش توست تا هميشه فاصله بين من و تو تا كجا دنباله داره قسمت اين بود كه جدا بمونيم از هم تا هميشه
دعاء من: براي همسايه كه نان مرا ربود، نان !! براي عزيزاني كه قلب مرا شكستند، مهرباني !! براي كساني كه روح مرا آزردند، بخشش !! و براي خويشتن خويش ، آگاهي و عشق مي طلبم