استاد گفت به گندم زار برو و پرخوشه ترين گندم را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار يادت باشد كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني. شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني بازگشت. استاد پرسيد چه آورده اي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ . هرچه جلو تر مي رفتم خوشه هاي پر پشت تر مي ديدم و به اميد پيدا كردن پر پشت ترين تا انتهاي گندم زار رفتم.
استاد گفت عشق يعني همين.
شاگرد پرسيد پس ازدواج چيست؟
استاد به شاگرد گفت به جنگل برو و بلند ترين درخت را بياور ولي به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب بازگردي. شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با يك درخت برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد؟ و او در جواب گفت كه به جنگل رفتم و اولين درخت بزرگي را كه ديدم، انتخاب كردم، ترسيدم كه اگر باز هم جلو تر بروم دست خالي برگردم.
استاد گفت: ازدواج هم يعني همين.
قلم خورده در جمعه بیست و نهم تیر 1386 حرف
دل | لينك ثابت
|
پسر از روی عادت کرد به آسمان نگاه اما ستاره یارش ندید دوید و دوید تا به خونه یارش رسید یارش دید اما فقط عکسش که آرمیده بود کنار چند تاگل با لبخندی که برای پسرک تلخ تر از هر چه تلخی بود پسرک رو به آ سمون کرد خدا رو دیده بود گفت خدا آخه چرا میون این همه آدم چرا یاره منو کردی جدا خدا سرش پایین انداخت انگار اونم از روی پسرک خجالت می کشید به پسر گفت این یه امتحانه پسر گفت جونمو بگیر اما منو همچین امتحانی نکن چرا میون ابن همه چیز یاره من درسه امتحانه خدا گفت باشه پسرک لرزشی حس کرد بعد یه عالمه آدم دید که دورش جمع شده بودند اونم روی زمین افتاده بود بعد دوتا فرشته اومدند گفتند تو تو امتحان قبول شدی و اونو با خودشون بردند حالا تو آسمون دو تا ستاره کمه اما کسی نمی دونه که این دو ستاره از آسمون کم شدند
امشب توی آسمون دو تا ستاره عروسی دارند تاج عروس امشب فرشته ها میارند
خدا خودش اون دوتا رو بهم محرم می کنه هدیه خدا رو امشب پرنده ها میارند
قلم خورده در جمعه پانزدهم تیر 1386 حرف
دل | لينك ثابت
|
اگر می دانستم تا ابد زندانی عشقت می شوم ، به خدا سوگند هرگز به چشمهایت نگاه نمی کردم . اما حالا که در دام عشقت اسیر شده ام ، می نویسم : عشقمن به تو گل سرخی است که فقط برای زنده ماندن به خار تمنا می کرد . تو را به بی وفایی متهم نمی کنم . حتی گناهانت را نمی شمارم . فقط گریانم که چرا نگفتی که من هم مانند تو چشمانم را بر روی تمامخاطراتمان ببندم که حالا دلتنگ نشوم . من وجودم را به تو و تورا به عشق خیالی باختم .
قلم خورده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 حرف
دل کوچولو | لينك ثابت
|
مردی ،سالها ، بیهوده سعی کرد عشق زنی را که بسیار دوست داشت ، بر انگیزد. اما سرنوشت سرشار از کنایه است ، درست همان روزی که زن پذیرفت که با او ازدواج کند ، مرد فهمید که او بیماری درمان ناپذیری دارد و مدت درازی زنده نمی ماند.
شش ماه بعد ، زن در آستانهء مرگ از او خواست: " قولی به من بده : دیگر هرگز عاشق نشو. اگر این اتفاق بیفتد ، هر شب بر می گردم و تو را می ترسانم . "
بعد چشمهایش را برای همیشه بر هم گذاشت. مرد ماهها سعی کرد از نزدیک شدن به زنان دیگر پرهیز کند ، اما سرنوشت طنز خاص خودش را دارد و مرد دوباره عاشق شد.وقتی برای ازدواج آماده می شد ، روح عشق سابقش به وعده اش عمل کرد و ظاهر شد و گفت : " داری به من خیانت می کنی . "
مرد پاسخ داد : " سالها سعی کردم قلبم را تسلیم تو کنم و تو جوابی به من نمی دادی . فکر نمی کنی برای شادی ، سزاوار فرصت دوباره ای باشم؟ "
اما روح عشق سابقش بهانه ای بر نمی تافت و هر شب از راه می رسید و او را می ترساند . جزئیات اتفاقاتی را که در طول روز برای مرد رخ داده بود برای مرد تعریف می کرد.
مرد دیگر نمی توانست بخوابد ، و سر انجام تصمیم گرفت نزد استادی برود.
استاد گفت : " روح بسیار زرنگی است . "
:" همه چیز را می داند ، تمام جزئیات را! دارد نامزدی ام را بهم می زند ، دیگر نمی توانم بخوابم ، و تمام لحظه هایی که با نامزدم هستم ، اعصابم ناراحت است. احساس می کنم کسی تماشایم می کند . "
استاد به او آرامش داد و گفت : " برویم این روح را برانیم . "
آن شب وقتی روح برگشت ، قبل از اینکه کلمه ای بر زبان آورد ، مرد گفت :
" تو که این قدر روح خردمندی هستی ، بیا معامله ای با من بکن . تو تمام مدت مرا می بینی ، حالا سوالی از تو می پرسم .اگر درست گفتی نامزدم را ترک می کنم و دیگر هرگز به زنی نزدیک نمی شوم. اگر اشتباه گفتی ، قول بده که دیگر به سراغم نیایی ، وگرنه به حکم الهی ، تا ابد در تاریکی سرگردان باشی ."
روح با اعتماد به نفس بسیار ، گفت : " موافقم . "
: " امروز عصر در بقالی ، یک مشت گندم از داخل کیسه ای برداشتم . "
روح گفت : " دیدم . "
: " سوالم این است : چند دانه ء گندم در مشتم گرفتم ؟ "
در همان لحظه روح فهمید که نمی تواند به این سوال پاسخ بدهد . برای اینکه محکوم به تاریکی ابدی نشود ، تصمیم گرفت برای همیشه ناپدید شود.
دو روز بعد مرد به خانهء استاد رفت.
: " آمده ام تشکر کنم. "
استاد گفت : " از این فرصت استفاده کنم تا درسی را به تو بیاموزم که بخشی از وجود توست. اول ، آن روح مدام به سراغت می آمد ، زیرا می ترسیدی. اگر می خواهی از نفرینی رها شوی ، به آن اهمیت نده . دوم ، آن روح از احساس گناه تو سوء استفاده می کرد : وقتی خود را گناهکار بدانیم ، همواره ، ناهشیارانه ، منتظر مجازاتیم . و سوم ، کسی که تو را براستی دوست داشته باشد ، وادارت نمی کند چنین قولی بدهی . اگر می خواهی عشق را بفهمی ، آزادی را بیاموز . "
قلم خورده در شنبه نهم تیر 1386 حرف
دل | لينك ثابت
|
مهستی، خواننده ایرانی در سن شصت سالگی به دلیل ابتلا به سرطان، در سانتا رزا در شمال کالیفرنیا درگذشت.
خبر درگذشت این خواننده قدیمی ابتدا در رسانه های فارسی زبان منتشر شد، وی از مدتها قبل به دلیل ابتلا به سرطان روده بیمار و بستری بود.
خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام هنری مهستی را برای خود برگزید، در سال 1946(1325) متولد شد. در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی، یکی از مشهورترین موسیقیدان های ایران، کشف شد.
نخستین آوازهای او در مجموعه گلهای رنگارنگ که در دهه چهل از رادیو ملی ایران پخش می شد، به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.
مهستی از ازدواج اول خود با خسرو ناظمیان، یک دختر به نام سحر دارد که در شمال کالیفرنیا زندگی می کند.
مهستی درگذشت؛ خاطرات شما
کمی پس از انقلاب ایران، مهستی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد. در سال 2005 نیز آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه ها از وی برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آورد.
از وی بالغ بر 35 آلبوم موسیقی از جمله: "هوای یار"، "آشفته"، "مسافر" و "گل امید" منتشر شده که اغلب آنها با استقبال روبرو شده است.
در بهمن ماه سال گذشته مهستی اعلام کرد که مبتلا به سرطان پیشرفته است و غفلت در درمان آن، سبب وخامت بیماری شده است و از این طریق از جامعه ایرانیان درخواست کرد تا در برابر عوامل سرطان زا و یا نشانه های این بیماری هوشیاری بیشتری به خرج دهند.
مهدی ذکایی، سردبیر مجله جوانان در لس آنجلس در باره درگذشت مهستی می گوید: "وی روز گذشته در بیمارستان درگذشت، درحالی که با وخامت حالش به منزل دخترش، سحر در شمال کالیفرنیا رفته بود و دو روز آخر نیز در اغما به سر می برد."
آقای ذکایی با اشاره به آثار برجامانده از مهستی در موسیقی ایران می گوید که تاثیر مهستی در موسیقی سنتی ایران غیرقابل انکار و با ارزش است و سرمایه موسیقی سنتی ایران محسوب می شود.
قلم خورده در چهارشنبه ششم تیر 1386 حرف
دل کوچولو | لينك ثابت
|
به روايت افسانه ها روزي شيطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد ووسايلش را با تخفيف مناسب به فروش بگذارد .او ابزارهاي خود را به شكل چشمگيري به نمايش گذاشت. اين وسايل شامل خودپرستي،شهوت،نفرت،خشم،آز،حسادت،قدرت طلبي و ديگر شرارت ها بود. ولي در ميان آنها يكي كه بسيار كهنه و مستعل به نظر مي رسيد ،بهاي گراني داشت و شيطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد . كسي از او پرسيد ( اين وسيله چيست؟) شيطان پاسخ داد: ( اين نوميدي و افسردگي ست .) آن مرد با حيرت گفت: (چرا اينقدر گران است؟) شيطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد :چون موثرترين وسيله من است. هرگاه ساير ابزارم بي اثر مي شوند ، فقط با اين وسيله مي توانم در قلب انسانها رخنه كنم و كارم را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسي را به احساس نوميدي،دلسردي واندوه وادارم، ميتوانم با او هر آنچه ميخواهم بكنم. من اين وسيله را در مورد تمامي انسانها به كار برده ام ، به همين دليل اينقدر كهنه است. راست گفته اند كه شيطان دو ترفند اساسي دارد كه يكي از آنها نوميد كردن ماست. به اين طريق دست كم مدتي نمي توانيم براي ديگران خدمتي انجام دهيم و مفيد باشيم. ترفند شيطاني ديگر ترديد افكندن در وجود ماست ، تا ريشه ايمانمان كه مارا به خدا متصل ميكند،گسسته شود. پس مراقب باشيم كه فريب اين دوترفند را نخوريم!
قلم خورده در دوشنبه چهارم تیر 1386 حرف
دل | لينك ثابت
|
- سکینه : رحيم آقا تو بيلميري امروز چه روزيه ؟ - رحيم : والا فچ ميکنم روز جهاني مبارزه با محيط زيست ! ها ؟ - سکینه : يوخ بابا ! امروز ولرم تايمه ! - رحيم : ها ؟! ولرم تايم نمنه ؟! - سکینه : بابا تو مجله نوشته بود روز عشگه ! روز احساساته ! روز من و شوماست ! - رحيم : شوما کيه ؟! ها ؟! بچه بپر برو اون چاگو رو از آشپزخونه بيار ... - سکینه : رحيم آقا شوما اصن به من هيـــــــچوقت توجه نميکني !
منم به خدا آدمم ! منم مثل شوما از بچگي بزرگ شدم !
حق مادري به گردن بچه هام دارم ... - رحيم : ببين سکینه من تا حالا چيزي کم گذاشتم !؟!
کوتاهي شده از قبال من ؟! - سکینه : رحيم آقا امروز همه دوست پسرا واسه دوست
دختراشون کادو ميخرن شـــــــوما چرا نميخري ؟ - رحيم : آخه زن ! من چي کارت کنم ؟!
کدوم مردي واسه زنش سالي يه بار تولد ميگيره ؟
که من واسه تو ميگيرم ؟ - سکینه : اصن هر چي شوما بگي !
به ما ولرم تايم نيومده ... دستاتو بشور بيا شامتو بخـور ! - رحيم : سيکتير بابا !
-----
ولن تاين در رشت
- ماري : هوووي مرتيکه ..... گنده تو خجالت نميکشي ؟! - ممد آقا : خانوم جان حالا چرا عصباني ميشه مگه چي کار کردم ؟ - ماري : چي کار نکردي ؟! ميدوني امروز چي روزيه ؟ - ممد آقا : سالگرد افتتاح اولين خانه عفاف
? ستاره در رشت به مديريت شما ! درسته ؟ - ماري : نه الاغ ! امروز وولوون تاينه ! - ممد آقا : آهااااا پس بوگو زرت و زووورت تلفن با شما کار داره
قضيه سر چيه !!! - ماري : به تو ربطي داره ؟ - ممد آقا : نه خانوم جان من گه بخورم که خودم عصارشم ! - ماري : خب کووو کادوت ؟ - ممد آقا : راســـــــــتش خانوم جان شرمنده ...
ميخواستم برات گردنبند بخرم ديدم عباس آقا خــــريده !
خواستم دستبند بخرم ديدم آقا هوشنگ خريده ...
دست رو هر چي گذاشتم يکي از همسايه ها گرفته بود ... - ماري : نه بابا از تو بخاري بلند نميشه !
پاشو اون ?? کيلويي رو تکون بده اون موبايل منـــو
ور دار بيار يه زنگ بزنم به عباس شام بريم بيرون ... - ممد آقا : چشم خانوم جان ... من شمارو بعد از خدا
به عباس آقا ميسپرم ... !!!
-----
قلم خورده در یکشنبه سوم تیر 1386 حرف
دل کوچولو | لينك ثابت
|
سلام به عزیز دلم عمو حمید گله گلاب می دونم که امروز (سوم تیر ماه)مثل خودم تولدته اما از اونجایی که من واسه خودم قرار نبود تولد بگیرم میخوام واسه تو تولد بگیرم امیدوارم هر جا هستی شادو موفق باشی دوست با صفاو با حال من
دوست دارد سعید.ج
تولد تولدتولدت مبارك
مبارك مباركتولدت مبارك
همه شاديم و خوشحالتولدت مبارك
بزرگتر شدي يك سالتولدت مبارك
تولد تولدتولدت مبارك
مبارك مباركتولدت مبارك
خودت شادو دلت خوش
چو گل پر خنده باشي
بيا شمع ها رو فوت كن
كه صد سال زنده باشي
قلم خورده در یکشنبه سوم تیر 1386 حرف
دل کوچولو | لينك ثابت
|
دیگر امروزه گوشی های همراه نیز به یکی از قطعات سخت افزاری جانبی رایانه مبدل گشته اند و اکثر گوشی های سال های اخیر قابلیت اتصال مستقیم به رایانه و مدیریت و ذخیره اطلاعاتشان را به طور مستقیم در رایانه دارا هستند .
تقریبا همراه با بیش از 90 در صد اکثر گوشی های عرضه شده و مدرن امروزی، سی دی راه انداز رایانه و نرم افزارهای مدیریت گوشی همراه تحت عنوان PC Suite عرضه می شود که مطرح ترین این سری نرم افزار ها دو نرم افزار مطرح دو کمپانی غول سازنده گوشیهای همراه یعنی Nokia و Sony Ericsson تحت عناوین Nokia PC Suite و Sony Ericsson PC Suite می باشند.
حال اگر نرم افزاری وجود داشته باشد که علاوه بر دارا بودن تمامی قابلیت های رایج این بسته های مدیریتی، با تمامی مدل های گوشی همراه یکجا سازگاری داشته باشد، بسیار مفید خواهد بوشد !
Mobile Master نرم افزار قدرتمندی از شرکت نرم افزاری Jumping Bytes است که در محیطیط بسیار ساده و اسان امکان برقراری ارتباطی کامل رارا با تمامی مدل های گوشی های همراه ، پاکت پی سی ها، و حتی iPod های کمپانی مکینتاش پدید می آورد .
در ادامه به معرفی قابلیت های کلی مدیریتی این نرم افزار می پردازیم ....
برخی از ویژگی های مدیریتی نرم افزار Mobile Master :
- بخش قدرتمند برپایی و Setup Wizard نرم افزار که امکان برقراری ارتباط رایانه با گوشی همراه را از روش های گوناگون ( serial یا USB cable, infrared یا Bluetooth, حتی COM Port 300 )، یافتن سریع گوشی همراه متصل شده توسط رایانه و نرم افزار و قابلیت تنظیم برای تبدیل به نرم افزار اول و برتر مدیریتی گوشی همراه در سیستم.
- بخششروع سریع نرم افزار ها یا Quick Start Area که امکان دسترسی سریع به تمامیش بخش های نرم افزار را با یک کلیک می دهد .
- سازگاری کامل برای مدیریت اطلاعات گوشی همراه با نرم افزار های :
Outlook 97, 98, 2k, XP, 2003, 2007 Lotus Notes R5, R6, R6.5, R7, Palm Desktop (4.1.2 or newer) Thunderbird, Sunbird, Thunderbird calendar Tobit David InfoCenter V8/V8+/V10, Novell GroupWise (7.x), Eudora , The Bat, Windows Vista contacts and calendar, Outlook Express, Opera Eudora or a text file (txt, vcf, csv, ics, vcs)
- مدیریت کامل بر روی آدرس ها و Phone Bookیا دفترچه تلفن گوشی شما از قبیل ویرایش تمامی Contact ها، کپی تمامی شماره ها و Contact های گوشی بر روی رایانه، و تبدیل آنها به یک فایل Word, Excel یا حتی Outlook .
- ویرایش و مدیریت کامل بر روی Calendar و اطلاعات آن در گوشی .
- Phone Explorerیا کاوشگر گوشی یا به آسانی امکان گشت و گذار در پوشه های مختلف گوشی همراه و Copy و Paste اطلاعات از رایانه به آن و بالعکس را به کاربر می دهد .
- بخش SMS Centerیا مدیریت کامل پیام های کوتاه که امکانات بسیاری همچون تایپ و ارسال SMS از طریق رایانه، خواندن تمامی SMS ها در رایانه، آرشیو و دسته بندی SMS ها و پی تمامی آنها بر روی سیستم و ... را می دهد .
- بخشر آنالیزور یا Analyzerنرم افزار که اطلاعات جزئی گوشی همراه شما را برایتان نمایان می نماید .
قلم خورده در جمعه یکم تیر 1386 حرف
دل کوچولو | لينك ثابت
|
خنده هاي زوركي
رفتم رفتی رفت ساکت میشوم و میخندم اما خنده ای تلخ استاد داد میزند:خوب بعد!؟ ادامه بده و من میگویم رفت رفت رفت رفت و دلم شکست غم رو دلم نشست رفت و شادیم بمرد شور از دلم ببرد رفت رفت رفت ومن میخندم و میگویم خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است کارم از گریه گذشته , به آن میخندم
حرف دلم گفتي كه از ياد تو ميرم نه عزيزم مگه ميشه به جا چشمام قلبم اما پيش توست تا هميشه فاصله بين من و تو تا كجا دنباله داره قسمت اين بود كه جدا بمونيم از هم تا هميشه
دعاء من: براي همسايه كه نان مرا ربود، نان !! براي عزيزاني كه قلب مرا شكستند، مهرباني !! براي كساني كه روح مرا آزردند، بخشش !! و براي خويشتن خويش ، آگاهي و عشق مي طلبم