عشق يعني چشمهاي انتظار عشق يعني اول فصل بهار عشق يعني جاده پر پيچ و عشق يعني مردن ما بهر هم عشق يعني سرخي آلاله ها عشق يعني گريه و شب ناله ها عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني برگ ريزان درخت عشق یعنی صبر کردن چون ایوب عشق یعنی آن خدای پاک و خوب عشق یعنی پاکی و مردانگی عشق یعنی چون علی مردانگی عشق یعنی لیلی و مجنون شدن عشق یعنی دیده ها پر خون شدن
قلم خورده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 حرف
دل | لينك ثابت
|
ابليس شبي رفت به بالين جواني آراسته در شکل مهيبي سّر و بّرادر گفتا که منم مرگ اگر خواهي زينهار بايد بگزيني تو يکي زين سه خطر را يا آن پدر پير خودت را بکشي زار يا بشکني از خواهر خود سينه و سر را يا چند قدح باده گلرنگ بنوشي تا اينکه بپوشم زهلاک تو نظر را گفتا پدر و خواهر من سخت عزيزند هرگز نکنم ترک ادب اين دو نفر را ليکن چوب مي رفع شر از خوشتن توان کرد مي نوشم و با وي بکنم چاره ي شر را جامي دو بنوشيد چو شد خيره زمستي هم خواهر خود زد و هم کشت پدر را
قلم خورده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 حرف
دل | لينك ثابت
|
الهي در شب فقرم بسوزان ولي محتاج نامردان مگردان الهي كيفرم را مي پذيرم كه از تو ذات خود را پس بگيرم
« دل كه رنجيد از كسي خرسند كردن مشكل است شيشه بشكسته را پيوند دادن مشكل است كوه ناهموار را هموار كردن سخت نيست حرف ناهموار را هموار كردن مشكل است بار حمالان را به دوش كشيدن ننگ نيست زير بار منت نامرد رفتن مشكل است »
قلم خورده در سه شنبه نوزدهم دی 1385 حرف
دل | لينك ثابت
|
تنهايي ام را با تو قسمت مي كنم ، سهم كمي نيست گسترده تر از عالم تنهايي من، عالمي نيست ..... خدای من ، بر من مگير اين خودستاني را كه بي شك تنهاتر از من در زمين و آسمانت آدمي نيست
صبحها نميتونم صبحونه بخورم چون دوستت دارم. روزانميتونم نهار بخورم چون دوستت دارم. شبها نميتونم شام بخورم چون دوستت دارم. شبها هم نميتونم بخوابم چون گشنمه
كاش ميشد با شقايق حرف زد كاش ميشد آسمان را لمس كرد .... كاش ميشد مثل يك غنچه شكفت ..... كاش ميشد زندگي را گرم كرد ... كاش ميشد تا بباري مثل ابر .... كاش ميشد سبز باشي چون درخت ... كاش ميشد واژه واژه (.شعر شد ... كاش ميشد از قفس آزاد شد .... كاش ميشد عشق را تقسيم كرد ...... كاش ميشد عشق را تفسير كرد.... كاش ميشد شعر عشقي را سرود .. كاش ميشد از لب دل گل ربود
دستتو بكن تو موهات و يه تارشو بگير تو دستت....گرفتي ؟ حالا اوني كه تو دستته ، همونو به صد تا دنيا نميدم
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم
قلم خورده در سه شنبه نوزدهم دی 1385 حرف
دل کوچولو | لينك ثابت
|
قلم خورده در چهارشنبه ششم دی 1385 حرف
دل | لينك ثابت
|
خنده هاي زوركي
رفتم رفتی رفت ساکت میشوم و میخندم اما خنده ای تلخ استاد داد میزند:خوب بعد!؟ ادامه بده و من میگویم رفت رفت رفت رفت و دلم شکست غم رو دلم نشست رفت و شادیم بمرد شور از دلم ببرد رفت رفت رفت ومن میخندم و میگویم خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است کارم از گریه گذشته , به آن میخندم
حرف دلم گفتي كه از ياد تو ميرم نه عزيزم مگه ميشه به جا چشمام قلبم اما پيش توست تا هميشه فاصله بين من و تو تا كجا دنباله داره قسمت اين بود كه جدا بمونيم از هم تا هميشه
دعاء من: براي همسايه كه نان مرا ربود، نان !! براي عزيزاني كه قلب مرا شكستند، مهرباني !! براي كساني كه روح مرا آزردند، بخشش !! و براي خويشتن خويش ، آگاهي و عشق مي طلبم